محمد باقر النجفي
76
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
خود و يارانش به سلامت وارد اراضى مكّه شدند ، به اطّلاع بتپرستان قريش كه در ميانهء راه مكّه - بدر بودند ، برساند . سند شمارهء 4 : واقدى مىنويسد : « فلمّا أفلت أبو سفيان بالعير و رأى أن قد أحرزها أرسل إلى قُريش قيسَ ابن إمرىء القيس - و كان مع أصحاب العير - خرج معهم من مكّة ، فأرسله أبو سفيان يأمرهم بالرجوع ، و يقول : « قد نجت عِيرُكم وأموالكم فلا تحرزوا أنفسكم أهل يَثرب ، فلا حاجة لكم فيما وراءَ ذلك ، إنّما خرجتم لتمنعوا عيركم و أموالكم ، و قد نجاها اللَّه » . « 1 » « چون ابوسفيان كاروان را دور كرد و مطمئن شد كه آن را از خطر رهانيده است ، قيس بن إمرى القيس را كه از مكّه همراه كاروان بود ، پيش قريش فرستاد و به آنها دستور بازگشت داد و پيام فرستاد كه كاروان شما از خطر جست . شما هم خود را با اهل يثرب درگير نسازيد ؛ زيرا چيز ديگرى غير از محفوظماندنِ كاروانتان نمىخواستيد . شما به منطور حفظ و نگهدارى كاروانتان بيرون آمديد و خداوند كاروان شما را نجات داد . » قابل درك و منطقى است ، وقتى نيرويى براى نجات كاروان از شهر خارج شدهاند ، بايد مطابق عُرف و آداب معمولشان به شهر بازگردند و خود را درگير معركهاى نسازند ؛ چه آنها به خواستشان رسيدهاند . ابوسفيان نيز بر مبناى همين زمينهء معمول و روالِ تجربهشده ، ضمن دادن خبر سلامتى خود و نجات كاروان ، از قريشيانى كه به كمك به او آمده بودند ، خواست تا بازگردند . اكنون اسناد تاريخى واكنش بتپرستان قريش را در قبال چنين درخواستى مورد بررسى قرار مىدهيم .
--> ( 1 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 43 ، ترجمهء پارسى ، ج 1 ، ص 32